بسم الله الرحمن الرحیم


وقتی گشتی توی سایت‌ها و اخبار دیگر کشور‌ها می‌زنی، می‌بینی دنیا پرشده از مبارزه با اسلام و ترویج اسلام‌هراسی! از آمریکا گرفته تا همین کشور‌های دم گوشمان! یکی حجاب را در ادارات ممنوع می‌کند، یکی این ممنوعیت را تعمیم می‌دهد به مدارس و دانشگاه‌ها. یکی هم فراتر می‌رود و می‌گوید در اماکن عمومی داشتن‌حجاب اسلامی جرم است! البته این مبارزه با اسلام فقط منوط به پوشش نمی‌شود به طوری که حتی در بعضی از کشور‌ها پخش اذان از مساجد هم ممنوع شد‌ه‌است.

این زنجیره هیچ‌وقت تمامی ندارد و هر روز یک خبر جدید از این مبارزه تمام عیار، سرتیتر خبر‌ها خواهدبود. اخیرا هم 2 حلقه دیگر به این زنجیره اضافه شد.

پارلمان قزاقزستان اعلام کرد برای مبارزه با افراطی‌گری! تمامی نهاد‌های مذهبی تحت نظارت و کنترل بیشتری خواهندبود و در ادارات دولتی هم، کسی حق نمازخواندن ندارد!

با وجود اینکه حدود 60 درصد مردم این کشور مسلمان هستند اما دولتمردانشان آنچه که در راستای اهداف خودشون است را اجرا می‌کنند حتی اگر به درگیری‌های خیابانی منجر شود.

علاوه بر این خبر تعجب‌برانگیز، خبری دیگری هم سرتیتر اخبار را به خود اختصاص داد. که حسابی سروصدا به پا کرد! بالأخره بعد از چندماه پلیس فدرال آمریکا تأییدکرد که به کارکنانش، مطالب ضداسلامی آموزش می‌دهد؛ مطالبی تحت عنوان اینکه اسلام و دموکراسی با هم در تضاد هستند و هر فرد مسلمان، شخصی افراطی و خشن است و مواردی از این دست.

با شنیدن این خبر‌ها یاد حرف‌های امام راحل افتادم، اینکه چون اسلام منافی منافع مالی و قدرت آن‌هاست با تمام امکانات به مقابله با آن می‌پردازند.

وقتی آدمی تمام این حلقه‌ها را کنار هم می‌گذارد، می‌بیند چقدر آن‌ها در باطلشان محکم هستند اما ما در بعضی مواقع در حقِ حق‌هایمان، کوتاهی می‌کنیم...

دوباره با سرد شدن هوا،  مجددا بازار لباس‌های عجیب و غریب هم داغ می‌شود، گویی باید عادت کنیم به این مدل‌های نابهنجار در تغییرات فصول!

وقتی ما در باب مظهر اسلام، مظهر حاکمیت عفاف، کوتاهی می‌کنیم و به قولی در حقمان محکم نمی‌ایستیم، چگونه می‌توانیم دربرابر این همه هجمه فرهنگی سرپا بایستیم؟!

بی‌حجابی مانند غد‌ه‌ای بدخیم سرطانیست. وقتی در بدن انسان، غد‌ه‌ای بدخیم باشد، دکتر و کادرپزشکی تمام تلاش خود را میکنند تا راه درمانی فوری و اساسی برای مقابله با آن بیابد و الا سرانجامی جز مرگ برای بیمار وجودندارد.

بدحجابی نیز به همین شکل است. اگر راهکار درست و به موقع برای آن ارائه نشود، سرانجامی جز مرگ برای عفاف و امنیت جامعه نمیتوان متصور شد.

برای این معضل میبایست راه کار اساسی در دست گرفت و تمامی ارگان‌های مربوطه وظایفشان را انجام دهند نه اینکه تا اعتراضاتی به مقوله حجاب جامعه وارد می‌شود، استانداری و ارگان‌های دیگر، سریع نمایشگاهی برگزار کنند و مدل‌هایی عرضه کنند که عمرا هیچ احدالناسی برای حفظ شخصیت و آبروی خودش هم که شده و از ترس مسخره نشدن، حاضر به استفاده از آن‌ها نیست!

اینکه مسئولین معتقد به کار انتظامی و گشت ارشاد و امثالهم نیستند و میگویند باید کار فرهنگی کرد، هم درست است و هم در مواردی نادرست اما خدا وکیلی از آن همه حرف و سخن که این کار را می‌کنیم یا آن کار را در دستور داریم، ما که چیزی ندیدیم! مصداقش هم، همین بوتیک‌ها و فروشگاه‌های عرضه پوشاک!

متأسفانه این قصه پرغصه به همین جا ختم نمی‌شود، این روزها در باب بدحجابی تذکر دادن و امربه معروف کردن،  دل شیر میخواهد و سر نترس. لااقل قدیمتر‌ها یک حسبیهای بود که این ارزش را زنده نگه‌می‌داشت.

با این اوضاع که ما درپیش داریم به گمانم اگر پروین زنده بود، شعرش را عوض میکرد و میگفت:

"مست، محتسبی به ره دید و گریبانش گرفت

محتسب چیزی نگفت و زبان به کام گرفت" 

هفته‌نامه زن روز - 16 مهر 1390

دل نوشت:

* یا ضامن آهو!

دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت

جایی ننوشتند گنهکار نیاید...

 

** متأسفم برای دوستانی که فرمایشات چند روز پیش حضرت آقا را درباره اختلاس، حمل بر این کردند که درباره اختلاس اصلا کسی چیزی ننویسد! خدایا کمی بصیرت...