بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی می‌گویند دنیای امروز، دنیای رسانه است و این بنگاه‌های خبری هستند که حرکت و مسیر ذهن مردم دنیا را تعیین می‌کنند بی‌دلیل نیست. وقتی چرچیل گفته‌بود اگر من تلویزیون و رسانه داشتم دنیا را فتح می‌کردم، خوب به ارزش و اثرگذاری این ابزار پی‌برده‌بود.

بنگاه‌های سخن‌پراکنی آنچنان اصل و فرع را بهم می‌پیچانند و جا‌به‌جا می‌کنند که گاهی گمان می‌کنی خود گوینده خبر نیز به گفته‌های دروغینش و یا آمیخته با دروغ! خود ایمان دارد!

اولویت‌های خبری را آنچنان بر حسب خواست خود می‌چینند و تعریف می‌کنند تا به هدف خود برسند و آب از آب هم تکان نمی‌خورد! و این است قدرت رسانه و عصر تکنولوژی!

نهم اردیبهشت ماه امسال دست بر روی هر شبکه خبری که می‌گذاشتی از بی.بی.سی گرفته تا ام.بی.سی، همگی صدر اخبارشان، خبر عروسی سلطنتی انگلستان بود و البته به دور از انصاف است که سرسپردگی این بنگاه‌ها را در همین یک جمله بسنده کنیم چرا که این بوق‌های تبلیغاتی در آن روز تمام هم و غم خود را بر این امر گذاشته‌بودند که مردم دنیا از کوچکترین و بی‌ارزش‌ترین مسأله و حواشی این مراسم، بی‌خبر نگذارند.

برای بی.بی.سی مهم نبود که در بحرین و یمن و لیبی چه بر سر مردم بی‌گناه و کودکان و زنان می‌آید اما مهم بود که دنباله لباس پرنسس کیت چندمتر بوده، چه تعداد مروارید در لباس او بکار رفته‌است و یا خیاط‌ها هر چند ساعت یک بار سوزن‌های خود را عوض می‌کردند!

و این جهت گیری‌ها، زمانی که شبکه ام. بی.سی1 به جای پوشش خبری اعتراضات مردم کشورهای منطقه، لحظه‌شماری می‌کرد نماز جمعه مسجدالحرام پایان یابد تا نکند از قافله عقب بماند و به سیل شبکه‌های پوشش دهنده مراسم ازدواج سلطنتی بپیوندد! از بی.بی.سی و دیگر شبکه‌های سلطنتی انتظاری بیش ار این نمی‌رفت!

اگر در آن روز سری به سایت یاهو هم می‌زدید، بی‌شک فکر می‌کردید به سایت رسمی کاخ باکینگهام رفته‌اید! سایت یاهو که مثلا فراملیتی است حتی در آن روز لگوی خود را هم تغییرداده‌بود و تمامی مطالب صفحه نخست خود را به گزارش لحظه‌به‌لحظه این مراسم قرون وسطایی اختصاص‌داده‌بود! تمامی این هیاهوهای مدعیان دروغین دموکراسی در حالی بود که همدستان و هم‌پیمانانشان در نقطه‌ای از این کره‌خاکی، در سکوت مرگبار سازمان‌های بین‌المللی، دست به جنایات انسانی زده‌بودند و می‌زنند.

مدعی این بی‌تفاوتی همین بس که در فهرست اسامی دعوت‌شدگان به مراسم ازدواج نوه ملکه، کسانی همچون ولیعهد بحرین حضور داشتند! ولیعهدی که این روزها مردمان کشورش از دست نیروهای آل خلیفه در خانه‌ها و بیمارستان‌های خود نیز امنیت ندارند و دعوت او نشان از بی‌توجهی و بی‌اهمیتی کامل خاندان سلطنتی بریتانیا به مسائل حقوق بشر است.

این قبیل رفتار از انگلیسی‌ها خیلی هم دور از انتظار نیست و سیاست آنها پر از تناقض است، مثلا نظام حاکم بر این کشور. حکومتی است مبتنی بر نظام سلطنتی و در حقیقت این یعنی فقدان دموکراسی. آن هم در کشوری که مدام سنگ حقوق بشر و دموکراسی را به سینه می‌زند و به این بهانه به کشورهای دیگر لشکرکشی می‌کند و بر نظام سیاسی و اقتصادی و حکومتی کشورها مسلط می‌شود و افراد دست‌نشانده خود را بر سرکار می‌آورد و آن وقت است که باید بگوییم امان از روزی که قاچاقچی گمرک چی شود!

جالب است که بدانید آنها در تبلیغات بین‌المللی برای توجیه نظام سلطتنی خودشان، نقش ملکه و پادشاه در سیستم سیاسی انگلیس را کم‌رنگ و در حدصفر عنوان کرده‌اند اما براساس متن قانون اساسی انگلستان، نقش پادشاه یا ملکه در سیستم قانون‌گذاری و قضایی و امنیتی و اجرایی بریتانیا و تعیین سیاست‌های این قوا یک نقش حداکثری است و بقیه مسئولین دولتی نقش حداقلی دارند! و تمامی نمانیدگان مجلس اعیان مستقیما به دستور ملکه یا پادشاه منصوب می‌شوند! که ازاین میان باید تعدادی از نمایندگان از اعضای کلیسا و مراکز شبه‌مذهبی باشند! و خود ملکه علاوه‌بر ریاست مجلس عوام و اعیان، ریاست کلیسای اعظم بریتانیا را نیز برعهده دارد و این دقیقا یعنی سیاستی که آمیخته با دیانتشان است!(تعجب کردید؟) این هم دومین تناقض! حال آنکه سال‌هاست بر طبل جدایی دین از سیاست می‌زنند و اما خود سیاستشان تنیده در دیانتشان است. البته دیانتی که تحریف‌شده‌است.

ناگفته نماند که سرویس‌های اطلاعاتی و جاسوسی بریتانیا نیز مستقیما زیر نظر ملکه یا پادشاه هستند و همچنین قضات عالی دادگاه‌های انگلیس و کشورهای تابعه- کانادا، استرالیا، نیوزلند و... - و فرامانداران این کشورها را نیز او تعیین‌می‌کند! با این وجود باور کنیم که ملکه صرفا یک منصب تشریفاتی است؟! به راستی در کشوری که نظام حاکمیت و سیستم سیاسی‌اش در حد عقب افتاده‌ترین کشورهای استبدادی و بر اساس قوانین آپارتایدی و برتری‌نژادی است، ادعای دموکراسی ادعایی مضحک نیست؟!

اما تناقضی دیگر، مسأله‌ای بود که در مراسم ازدواج سلطنتی، بسیار تأمل برانگیز است و آن، نوع پوشش زنان شرکت‌کننده در مراسم بود.


وقتی به مدل و الگو لباس‌هایی که توسط رسانه‌های وابسته به این نظام‌ها ترویج می‌شوند نگاه می‌اندازیم، فرهنگی جز برهنگی نمی‌یابیم اما در مراسم خاندان سلطنتی نشانی از آن الگوها و مدل‌ها و برهنگی‌ها نبود!

شاید همین مقدار بسنده کند که بیاندیشیم که آنچه توسط سازمان‌های تبلیغاتی و رسانه و کالاهای فرهنگی به خورد دیگر کشورها می‌دهند، از مسائل سیاسی گرفته تا مسائل خرده جامعه، بسیاری را برای خود نمی‌پسندند اما برای دیگران چرا!!!
فرصت آن نرسیده‌است که قبل از الگوگیری از آنها، کمی بیاندیشیم؟


هفته نامه زن روز- 17 اردیبهشت  1390