بسم الله الرحمن الرحیم

 

«هیچ تردیدی نداریم که بین مسئولان و مردم یک حلقه واسط وسیعی به نام رسانه به طور عام و مطبوعات به طور خاص وجود دارد. بی‌تردید مطبوعات ما باید در تأمین آگاهی‌های صحیح و به موقع مردم،‌تلاش کنند. مطبوعات ما باید در تأمین ارزش‌ها، اصالت‌ها، آرمان های مردم بکوشند. مطبوعات می توانند با ایجاد حرکت‌های معرفت‌آمیز، هم مردم را متوجه مسئولیت خود کنند و هم مسئولان را متوجه مسئولیت‌های سنگین خود نمایند؛ چنان که اگر عکس این اتفاق بیفتد، مطبوعات با حرکت های جنجال‌برانگیز و با ایجاد ابهام و توفان تشتت و تفرق می‌توانند هر دو گروه-یعنی هم مردم و هم مسئولین- را از آن وظایف اصلی خود منحرف کنند.»*

نوشته بالا بخشی از بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره جایگاه و رسالت و اثرگذاری مطبوعات است و لاجرم هر که بخواهد میزان تعهد و انجام وظیفه‌اش را بفهمد، می‌بایست روند حرکتی خود را با این شاخص‌ها بسنجد.

متأسفانه برخی از روزنامه ها، درست در جهتی، خلاف رسالت یک فعال عرصه مطبوعات قدم برمی‌دارند و یکی از آنها؛ روزنامه ایران، که ارگان رسمی دولت و از محل بودجه بیت‌المال منتشرمی‌شود!

گویی با سرد شدن هوا، تعهد قلم نیز در این روزنامه، رو به سردی گذاشته است! آن از دفاع جانانه‌شان از «ریچارد کلایدرمن»؛ نوازنده معروف حامی رژیم منحوس و جعلی اسرائیل در آبان ماه امسال و این هم از نشر خاطرات سردبیر مجله «جوانان» در رژیم ستمشاهی؛ همان قصه‌پردازی که قلمش بوی مرگ اخلاق می‌دهد، در دی ماه امسال!

به راستی تعریف و تمجید کردن از مبتذل‌نویس دوران پهلوی، جزو رسالت یک روزنامه‌نگار متعهد است؟! اگر برای دفاع از کلایدرمن گفتید که هنر «مرز» ندارد، آیا با معرفی چنین فردی هم قائل به آنید که مرزی بین ارزش و ضد ارزش یا اخلاق و ابتذال نیست؟!

غصه عزلت‌نشینی برای سردبیر مجله‌های آن چنانی! در قاموس کدام اهل قلم متعهدی می‌گنجد؟! آن هم سردبیر مجله‌هایی که بخش اعظم مطالب مجله، داستان‌های کثیف و مبتذل و چاپ تصاویر مشمئزکننده هنرپیشگان خارجی و رقاصان و خوانندگان بود که ثمره‌ای جز کشاندن جوانان و نوجوانان به ورطه انحطاط اخلاقی نداشت.

حرمت قلم، اجل از آن است که نام این عامل اشاعه فحشا را بیاورد!

اگر بناست فردی را که با نوشته‌هایش دختران را به ورطه فساد می‌کشاند به گونه‌ای کاملا برعکس معرفی کنید و بگویید او با نوشته‌هایش فرار دختران را 70 درصد کاهش داد!، جز این می‌شود برداشت کرد که با تطهیر چنین چهره‌هایی، کم کم زمینه ارتجاع فرهنگی را رقم زده‌اید!

متأسفانه در نوشته مذکور «روزنامه ایران»، چنان چهره ای از این فرد معرفی شده که گویی پس از پیروزی انقلاب اسلامی اکثر آثار سخیف او بی‌دلیل «ممنوع‌الچاپ» بوده‌است!

و در این ارتجاع فرهنگی، رسانه‌های ما یکی پس از دیگری گوی سبقت را می‌ربایند چنانچه از گوشه و کنار، خبرهایی مبنی بر ساخته‌شدن مستند زندگی این مبتذل نویس دوران پهلوی، به گوش می‌رسد! و حالا می خواهند «مجله جوانان» رژیم پهلوی را به الگوی جوانان جمهوری اسلامی تبدیل‌کنند! آن هم با بودجه دولتی!

اکنون که جنبش «بیداری اسلامی» (که به حق فرزند انقلاب اسلامی ایران است) قدم به قدم کشورها را فتح می‌کند و بیش از پیش نیازمند الگوهای کاربردی، آیا ما نباید در تلاش برای برطرف‌کردن ضعف‌هایمان بوده تا بتوانیم تأثیر فزاینده‌ای در این بیداری‌ها داشته باشیم؛ یا آنکه قرار است با کم‌کاری‌های متولیان فرهنگی و مسئولین و یا با انحراف‌ها و قدرت‌طلبی‌ها، حال و روز فرهنگ و ارزش ها و اصالت جامعه‌مان را به جایی ببریم که مستحق این عبارت بشود که «فرهنگ‌مان صاحب ندارد؟!».

 

*بیانات رهبر انقلاب در دیدار ویژه بانوان به مناسبت میلاد حضرت فاطمه سلام‌الله علیها  1377/8/18

 

 

هفته‌نامه زن‌روز- 10 دی 1390