بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی پای صحبت بزرگ‌ترها که می‌نشینی، حرف‌های زیادی برای گفتن دارند از گذشته‌ها، از آن زمان‌هایی که تازگی‌ها اضافه‌شده به زمان‌های افعال بعضی‌ها؛ زمان شاه!

به قول دوستی انگار برای عده‌ای زمان‌‌های افعال فارسی سه تا نیستند و شده‌اند 4تا؛ زمان گذشته، حال، آینده و زمان شاه!!!

در مقابل  نسل دوران سنگرهای خیابانی و حکومت نظامی و راهپیمایی‌هایی کفن‌پوشان که در گنجینه خاطراتشان را بسته‌اند و به نسل سوم نمی‌گویند معنای واقعی رفاه و آرامش دوران سیاه پهلوی را، عده‌ای اما پیدا شده‌اند هرجایی که فکرش را بکنید؛ اتوبوس، تاکسی، فروشگاه‌ها، چه با ربط و چی بی‌ربط، تنگ دل هر جمله‌شان می‌گویند "زمان شاه فلان، زمان شاه بهمان، زمان شاه همه چی داشتیم، همه چی بود، زمان شاه خبری از این تحریم‌ها نبود، زمان شاه آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها ما را خیلی قبول داشتند و ... اما الان چی؟! مدام تهدیدمان می کنند و تحریم..."

* * *

همین چندوقت پیش پای صحبت یکی از بزرگ‌ترهای همان نسل سنگرهای خیابانی و شکستن حکومت نظامی و منبرهای مساجد نشسته‌بودم و برایم از همین زمان شاه بعضی‌ها می‌گفت. وقتی پرسیدم از اوضاع آن زمان و گلایه‌های بعضی ها نسبت به بعد از انقلاب و تحریم‌ها، گفت:

پس با این اوصاف که همان بعضی‌ها می‌گویند یعنی آن زمان مردم ایران را حلوا حلوا می‌کردند این آمریکایی‌ها؟! یعنی همه این تهدیدها و تحریم‌ها فقط مال بعد از انقلاب است؟! یعنی آن زمان این غربی‌ها، ما را داخل آدم حساب می‌کردند و این روزها، نه؟!

همین بعضی‌ها یادشان هست آن زمان که ایران خانه دوم و سهم پدری این اجانب بود و حاکمان ما  تا کمر برایشان خم می‌شدند، نگاه غربی‌ها به مردم ایران چگونه بود؟! حتی همان شاه‌شان هم قبول داشت نگاه آنها را!  

آن زمان از تحریم سیاسی و اقتصادی در ظاهر خبری نبود اما بدترین تحریم‌ها درحق این مردم وجود داشت؛ تحریم "حق انسانیت" ما! فکرت به اشتباه نرود، کاپیتالاسیون را نمی‌گویم، که بدتر از آن را داشتیم! آنهایی که در دوران شاه! معلم بودند، خوب یادشان هست که معلم‌ها باید بالاجبار ساعتی را پای کلاس و درس آمریکایی‌ها می‌نشستند تا روش درس‌دادن و از این جور چیزها را یاد بگیرند. می‌دانی حقوقی که آمریکایی‌ها در ازاء این تدریس می‌گرفتند، اسمش چه بود؟! "حق توحش"!!! می‌دانی یعنی چه؟! یعنی ما ایرانی‌ها، وحشی بودیم و آنها برای اهلی کردنمان باید به ما آموزش می‌دادند! آن زمان رؤیایی شاه! که عده‌ای صحبتش را می‌کنند این‌طور به یک ایرانی نگاه می‌کردند. خود دربار قبول کرده‌بود این حق توحش را. در فیش حقوقی آمریکایی‌ها درج می‌کرد، فلان میزان برای حق توحش! مملکت را به عنوان باغ‌وحش به آمریکایی‌ها سپرده‌بود تا حیوانات آن را رام کنند! آن احترام و عزتی که می‌گویند، این بود!

اگر الان ما را تحریم می‌کنند و تهدید، نه به خاطر حکومت و نظاممان است بلکه ذات آنها از ابتدا همین بوده. آن زمان که مسئولان کشوری از صدر تا ذیل، دوست گرمابه و گلستانشان بودند هم نگاه انسانی  به ایرانیان نداشتند، چه برسد به الان که برایشان تره هم خرد نمی‌کنیم، البته اگر بعضی‌ها بگذارند! این تحریم‌ها فقط برای آن است که جنگ روانی به پا کنند والا می‌بینی که با هزار واسطه و ایما و اشاره به پای ایران اسلامی‌مان افتاده‌اند.

آخر سر هم برداشت و بهم گفت پس به شما چه یاد می‌دهند در این مدارس و دانشگاه‌ها؟! از نان شب واجب‌تر برای هر فرد، دانستن تاریخ مملکتش است!

* * *

با خودم گفتم راستی اگر فرهادی، همین‌ها را هم با سبک جدایی نادر از سیمین، بسازد باز هم جایزه می‌گیرد؟! باز هم روی اقبال به آن نشان می‌دهد جشنواره‌های خارجی؟!