بسم الله الرحمن الرحیم

 

شنیده‌بودیم این ضرب‌المثل را که فلانی برای خودش، نوشابه (بخوانید دوغ) باز می‌کند، اما ندیده‌بودیم دوغ محلی، آن هم به این غلظت!

هفته پیش سرتیتر همه روزنامه‌ها و سایت‌ها، یکی دیگر از خدمات فوق حرفه‌ای شهرداری بود؛ آموزش شنای رایگان در آب‌های کم‌عمق و در مواقعی پای دوچرخه در آب‌های پرعمق و همچنین لذت‌داشتن دریاچه‌های مصنوعی در این عصر تکنولوژی.

البته بماند که رسانه‌های شهرداری از سر تواضع و شکست‌نفسی! مطلقا این خدمات تفریحی و مهیج شهرداری را پوشش خبری ندادند. اما این هفته دلشان تاب نیاورد و تلافی تمام هفته پیش را یک جا به در کردند؛ تمام رسانه‌های مکتوب و غیره‌شان شده‌بود ویژه‌نامه جان‌فشانی جناب شهردار! حتی دست به دامان صدا‌و‌سیما هم شدند!

خدا می‌داند این یک هفته، چطور صبح‌ها را شب و شب‌ها را صبح کردند تا بگذرد و حرف دلشان را به ملت بخورانند! هرچه یادداشت و گزارش و عکس بود، برای رضای خدا در رسای جناب دکتر سروده‌بودند؛ هم اندر فواید داشتن پشتکار و هم کت و شلوار درآوردن و میز قهوه‌ای رنگ ریاست را رها‌کردن و زدن به کنار رود! – نه فکر خاصی نکنید برای خوش‌گذرانی و پایی به آب‌زدن که نبوده، بنده‌ خدا جناب شهردار زحمت‌کش، خدوم، ساده و مردمی، برای به‌دست‌گرفتن بحران مدیریت آب‌درمانی مردمان تهران شهر، حاضر شدند چند زمانی دست از کت و شلوار اتوکشیده‌شان، بردارند!

به گمانم بد نبود همشهری‌جوان هم به جای تصویر حامد بهداد روی جلدش، تصویر آقای شهردار را کار می‌کرد که از قضا، آب دریاچه مترو هم بر رویش پاشیده‌شده! بلکی شاید مهرجویی فیلم جدیدی می‌ساخت درباره شهردار فداکار با اسم "مهار محال" و یک فلاش‌بک هم می‌زد به سیل تجریش! جناب شهردار هم نقش اول؛ اتفاقا خوب هم می‌توانست بازی کند این نقش را، اصلا نابازیگری در کارش نیست!!!

البته گفتنی‌ست، ویژه‌نامه بدی نبود به لحاظ خبری اما انصافا ساخته‌شده‌بود این ضرب‌المثل برایش:

"امان از دوغ لیلی، ماستش کم بود، آبش خیلی!" گویی هنوز هم که هنوز است یادشان‌رفته شلنگ آب را ببندند!

                                                          * * * * *

این که دکتر قالیباف در آن برهه وظیفه‌شان را انجام دادند، درست. ما هم قدردان این وظیفه‌شناسی هستیم، اما، اما اینکه این انجام وظیفه را آنقدر بلد کنی که بشود کاری فرای‌ وظایف و جان‌فشانی! کاریست بس غیرحرفه‌ای و رنگ و بوهای دیگری هم به خود می‌گیرد! به‌خصوص آنجا که یادشان برود این بحران، سررشته‌اش به عدم انجام وظیفه ماضیشان برمی‌گردد.

آنجا که سال‌های نه چندان دور می‌شنیدیم؛ اگر در تهران باران شدیدی ببارد، مترو را آب برمی‌دارد!

آنجا که کار کارشناسی در رابطه با انتخاب مسیر مترو در کنار رودخانه اتخاذ نشد و اگر هم مسیر جایگزین دیگری امکان‌پذیر نبود، دیواره میان‌رود، دیواره‌ای مناسب با اقتضائات مکانی آن نبود!

و مترو به کنار، رودخانه‌هایی که هر بار با بارش شدید باران در خیابان‌ها به راه می‌افتد را چه بگوییم؟! هر‌چند وقت یک‌بار شاهدیم که بلوک‌های کنار خیابان و بزرگرا‌هها را تعویض می‌کنید، اما یک راه گذاشته‌نشده تا آب‌های احتمالی بر اثر باران به جوی‌ها سرازیر شود! نمونه‌اش خیابان ولیعصر عج الله که موقع باران، شبیه دوران جنگ، سنگربندی می‌شود

و این‌ها تنها نمونه‌هایی‌ست از عدم‌انجام‌وظیفه‌ای که به آنها اصلا پرداخته‌نشد!

بله! به عمل کار برآید، نه به زر و زور و رسانه!