تو را من چشم در راهم...

 

بسم الله الرحمن الرحیم


سال‌روز ربوده شدنش بود که پیامکی برایم ارسال‌شد: 

«هر وقت که نامت می‌آمد، می‌گفتیم "اللهم فک کل اسیر"

آه یادش به خیر با ذکر "رد کل غریب" چه حالی داشتیم

خدایا چه عالمی داشت، آهنگ ندای «"تو را من چشم در راهم..."

راستی تو در این سال‌ها که اسیر بودی، می‌خواهی باور کنم که تو در بند قذافی ماندی، نه...

آه معشوق چمران، چقدر دلم برایت تنگ‌شده...

9شهریور، سالروز ربودن نابغه ایرانی و امام مقاومت، امام موسی‌صدر...»

دلم گرفت از این پیام، 30 سال از ربوده‌شدنش به دست آن مردک دیوانه و خودشیفته می‌گذرد، ما چه کرده‌ایم؟!

تنها بلدیم سال‌روزها همایش برگزارکنیم و کمیته پیگیری تشکیل دهیم و یا پیامکی برای یادآوری بزنیم! اما تا به‌حال با خودتان فکر کرده‌اید، اینها چه فایده‌ای دارند؟!

درست است که یاد و نام افراد باید زنده نگه‌داشته‌شوند اما وقتی خود فرد زنده‌است چرا به عکس و تصویرش اکتفا می‌کنیم؟!

دوستی داستان رمانی را برایم تعریف‌می‌کرد که در زمان قبل از انقلاب، شاه ملعون ایران برای اینکه بگوید درحال انجام کارهای اصلاحاتی است و کار تبلیغاتی انجام دهد، عرصه را برای فعالیت یک شرکت آمریکایی تنگ و 2 مدیر ارشد آن را دستگیر کرد و شرایط را طوری هماهنگ کرد که به هیچ عنوان امکان آزادی آن دو آمریکایی ممکن نباشد، مدیر اصلی این دو نفر که در آمریکا زندگی می‌کرد، تمام تلاش خود را می‌کند که از طریق راه‌های دیپلماسی، 2 کارمند خود را آزاد کند اما چون اوضاع ایران آن زمان را نامساعد می‌بیند یک گروه چریکی آماده‌می‌کند تا بتواند 2 مدیر خود را از هر راهی که ممکن است، از بند نجات دهد.

مقایسه نابه‌جایی است اما نمی‌دانم چرا یاد امام موسی‌صدر افتادم، ما برای او چه کار کرده‌ایم؟!

در طول ماه‌های اخیر، شرایط لیبی دستخوش تغییرات بسیاری شد، تغییراتی که قدم به قدم بر سرنگونی دولت قذافی رسید و با شروع این تحولات در لیبی، بازار اخبار درباره امام موسی‌ صدر هم داغ شد.

گمانه‌زنی‌ها درباره بازگشت او شروع شد و البته بماند که عده‌ای هم طبق معمول برای منافع غرب بیل زدند و از شهادت ایشان سخن گفتند. با این اوصاف اما ما باز هم بیشترین کاری که توانستیم بکنیم تشکیل کمیته بررسی و مواردی از این دست بود تا بگوییم امام موسی‌صدر، در زندان‌های لیبی جابه‌جا می‌شود! یا بگوییم اگر دستگاه دیپلماسی و وزارت خارجه با دولت انتقالی لیبی همکاری داشته‌باشد، می‌توان برای آزادی امام موسی کاری کرد و الا باز همان آش است و همان کاسه!

کسی نیست از خود بپرسد با این کارها امام موسی صدر آزاد می‌شود، مگر؟!

آن قذافی که خود را مثل زن‌ها، آرایش می‌کرد، مگر طبق آداب دیپلماسی و قوانین بین‌الملل امام موسی را ربود که شما اکنون منتظر عملکرد دولت انتقالی! لیبی هستید؟! دل به رایزنی‌های دیپلماسی خوش نکنید!

در آن کشوری که سنگ روی سنگ بند نیست و ناتو زیر سایه امن قوانین بین‌الملل! مردم لیبی را در نماز عیدفطر به خاک و خون می‌کشد، نمی‌شد با پیگیری های جدی، دست‌کم خبر قطعی زنده‌بودن امام موسی را به دوستداران ایشان نوید ‌داد؟!


 مجله زن روز - 19 شهریور 1390

 

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهیلا

سلام علیکم تا همین چند وقت پیش که سفر سرخ سید حسین را میخواندم تا الان دلتنگ و بی تاب هویزه شده ام.....

جواد آقایی

سلام ممنونم از لطف و حضورتان... به امید آزادی امام موسی صدر... کربلا ببینمتان یا علی[گل]

سهیلا

سلام مجدد باشمایم شهدا گوش کنید هرچه دیدید ز کردار بدم همه نادیده بگیرید فراموش کنید شعر دلتنگی من را به یقین میشنوید حال افسرده من را به یقیین میدانید آرزویم این است کاش میشد که شهادت نصیبم میشد موید باشید

شاهد

سلام معبر جالبی دارید فیض بردیم راستی شما نوشتید بیتاب هویزه ببخشید شما خادم الشهدا نبودید یادمان هویزه آخه منم دلم تو هویزه مونده با اون شب های رویایی که داشتیم با رفقای خادم

شيوا

حضرت روح الله (ره) : من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم همچو منصور خریدار سر دار شدم غم دلدار فکنده است به جانم، شررى که به جان آمدم و شهره بازار شدم درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم واعظ شهر که از پند خود آزارم داد از دم رند مى آلوده مددکار شدم بگذارید که از بتکده یادى بکنم من که با دست بت میکده بیدار شدم 1-94.jpg امام خامنه ای (مدظله العالی ) : تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان دار منصور بریدی همه تن دار شدی عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر ای که در قول و عمل شهره بازار شدی مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی خرقه پیر خراباتی ما سیره توست امت از گفته در بار تو هشیار شدی واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم ببریدی ز

سوختگان

با سلام دوست عزیز نمایشگاه سوختگان به مناسبت هفته دفاع مقدس با موضوع جنگ نرم واقع در تهران میدان امام حسین چهارراه نظام آباد جنب مجتمع تجاری امیر از تاریخ 90/6/31 الی 90/7/6 از ساعت 16 الی 22 برگزار می شود.تلفن روابط عمومی 09375752004 کریمی

افسون سخن

سلام خدا قوت من با شعری برای شهادت بروزم و منتظر نگاه شما التماس دعا یا علی

خادم الشهدا

سلام همسنگر، انجمن سربازان ولایی جنگ نرم از شما سرباز ولایت دعوت میکند تا به جمع گردان سایبری بپیوندید. این انجمن گروهان های مختلفی داره(تبلیغات+عملیات سایبری+آکوزش+دیده بانی+تخریب+دژبانی) و میتونید تو هرکدوم ازین گروهانها که میخواید عضو بشید و فعالیت کنید. البته ناگفته نماند که دوستان ما در گروهان آموزش کلاس های مجازی آموزش هک و گرافیک رو آغاز کردند و میتونید در اونها هم شرکت کنید. راستی اومدین سایت ما یادتون نره به واحد نشریه ی الکترونیکی اهل البصر هم سر بزنید. منتظر حضور گرم شما در اهل البصر هستیم.با تشکر http://ahlulbasar.ir

شورآباد

سلام در زمان هیتلر یهودی ها رو موش کثیف خطاب میکردند که با به قدرت رسیدن صهیونیست سعی شد با ساخت کارتونهایی مثل میکی ماوس و تام و جری و امثال اینها چهره موش عوض بشه و از حالت موزی بودن در بیاد دوستان تماس گرفتند یا علی

پلاک68

بسم الله الرحمن الرحیم... سلام علیکم... در سنگر مجازی ما جای شما خالیست..... پلاک68....